نویسنده :
امیر - ساعت ۱٢:٠٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩
عشق صدمه دیده است
لطفا در پی واژه یا معنای جدیدی باشید
رها در خلا
شکیبا در غربت
و انسان در زندان
این ها رمز شدن هستند
بودن به چشم است و شدن به نگاه
خیسی چشم گواه حرکت است و اشک نطفه بستن جریان شدن است
چشم ذهن من زندانی انگاره هایش است
جهان خیال من بس عریض گشته مرا به سوی سراب سوق داده
از غفلت و نادانی ام نگرانم و شرمسار
آن چه مرا تار بود و پود
اکنون در خلا رهاست
نویسنده :
امیر - ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱
برای نادانسته هایمان تاوانی نیست
تاوان ما از برای دانسته هایمان است
و دانستن این که می دانیم حقیقت را
درد ما را دو چندان کرده و صبوری بیشتری از ما می طلبد
عشق به آزادی ما را بیشتر از نیاز به آزادی می کشد
رویای آزاد تر بودن مرا مشتاق تر به تاوان دادن می کند